کلاعلغتنامه دهخداکلاع . [ ک َ ] (اِخ ) نام موضعی است به اندلس . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اسپانی شود.
کلاعلغتنامه دهخداکلاع . [ ک َ ] (اِخ )ابن شرحبیل از حمیر، جدی جاهلی و از مردم یمن است . (از اعلام زرکلی ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلاعلغتنامه دهخداکلاع . [ ک ُ ] (ع اِ) بیم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سختی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ||
کلاءلغتنامه دهخداکلاء. [ ک َل ْ لا ] (ع اِ) لنگرگاه کشتی . جای بکنار آمدن کشتی . جای بکنار آمدن کشتی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || کرانه ٔ رود. کرانه ٔجوی . (منتهی الارب )
کلاعیلغتنامه دهخداکلاعی . [ ک َ عی ی ] (اِخ ) سلیمان بن موسی بن سالم بن حسان حمیدی ، مکنی به ابوالربیع. از محدثان اندلس و از بلغای عصر خود و از مردم بلنسیه و در انشاء یگانه بود.
کلاعیلغتنامه دهخداکلاعی . [ ک َ عی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به کلاع که نام قبیله ای است . (از انساب سمعانی ).
کلاعیلغتنامه دهخداکلاعی . [ ک ُ عی ی ] (ع ص ) مرد دلیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد دلیر و شجاع . (ناظم الاطباء). شجاع ، مأخوذ از کلاع . (اقرب الموارد).
کلاعیلغتنامه دهخداکلاعی . [ ک َ عی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به کلاع که نام قبیله ای است . (از انساب سمعانی ).
کلاعیلغتنامه دهخداکلاعی . [ ک ُ عی ی ] (ع ص ) مرد دلیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد دلیر و شجاع . (ناظم الاطباء). شجاع ، مأخوذ از کلاع . (اقرب الموارد).
کلاعیلغتنامه دهخداکلاعی . [ ک َ عی ی ] (اِخ ) سلیمان بن موسی بن سالم بن حسان حمیدی ، مکنی به ابوالربیع. از محدثان اندلس و از بلغای عصر خود و از مردم بلنسیه و در انشاء یگانه بود.