کلاسمانلغتنامه دهخداکلاسمان . [ کْلا / ک ِ ] (فرانسوی ، اِ) کلمه ٔ فرانسوی و بمعنی طبقه بندی است . توضیح اینکه احتراز از استعمال این کلمه ٔ بیگانه اولی است . (فرهنگ فارسی معین ).
کاسمان کلالغتنامه دهخداکاسمان کلا. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مشهد گنج افروز. بخش مرکزی شهرستان بابل ، در 12هزارگزی جنوب بابل . دشت و معتدل مرطوب و مالاریائی و دارای 180تن سکنه است
کاسمان کلالغتنامه دهخداکاسمان کلا. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مشهد گنج افروز. بخش مرکزی شهرستان بابل ، در 12هزارگزی جنوب بابل . دشت و معتدل مرطوب و مالاریائی و دارای 180تن سکنه است
حکیمکلغتنامه دهخداحکیمک .[ ح َ م َ ] (اِ مصغر) حکیم بصورت تحقیر : چون حکیمک اعتقادی کرده است کآسمان بیضه زمین چون زرده است .مولوی .
استیرلینگلغتنامه دهخدااستیرلینگ . [ اِ ] (اِخ ) (کنتی ...) استیرلینگ شایر . سرزمینی است در وسط اسکاتلند و از سمت شمال به پرتشایر و از سوی شمال شرقی به کلاکمانان شایر و خلیج فرث از جا