کلاریواژهنامه آزادنام قله ای در علی آباد کتول،دهانه محمد آباد و ضلع شمال شرقی روستای ییلاقی سیاه مرز کوه که آثار قلعه ای قدیمی در قله موجود می باشد.
کلاریجانلغتنامه دهخداکلاریجان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان و لوپی بخش سواد کوه شهرستان شاهی است . محلی کوهستانی و سردسیر است و 800 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3). و
کلاریشلغتنامه دهخداکلاریش . [ ] (اِخ ) تیره ای از شعبه ٔ شیبانی ایل عرب (از ایلات خمسه ٔ فارس ). (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 87).
کلاریکلالغتنامه دهخداکلاریکلا. [ ک ُ ک َ ] (اِخ )دهی از دهستان بابل کنار بخش مرکزی شهرستان شاهی است . این ده در دامنه واقع شده و معتدل و مرطوب است و 580 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرا
کلارینتلغتنامه دهخداکلارینت . [ کْلا / ک ِن ِ ] (فرانسوی ، اِ) قره نی . سازی بادی که غالباً آن را با چوب سازند. این سازدر سال 1690 م . بوسیله ٔ دنر آلمانی ساخته شده ودر قرن هیجدهم