کلاخیلغتنامه دهخداکلاخی . [ ک َ ] (اِ) عصابه ٔ ابریشمین نازک و الوان که زنان به روی چارقد بر سر بندند. (ناظم الاطباء).
کِلالیکگویش بختیاریظرف زباله (در بهار فضولات گوسفندان شل و نرم و داراى چسبندگى بسیار است. با ورز دادن این فضولات ظروف بسیار سبکى مىسازند مانند ظرف زباله، کندو و درِ کندو.