کلاته ساداتلغتنامه دهخداکلاته سادات . [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زمج بخش ششتمد شهرستان سبزوار. محلی کوهستانی و معتدل است و سکنه 401 تن . آب آنجا از قنات ، محصول آن غلات ، پنب
کلاته ساداتلغتنامه دهخداکلاته سادات . [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. محلی جلگه ای و معتدل است و سکنه 179 تن . آب آنجا از قنات ، محصول آن غلات ،
کلاته سادات مهرلغتنامه دهخداکلاته سادات مهر. [ ک َ ت ِ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاه بخش داورزان شهرستان سبزوار. محلی کوهستانی و معتدل است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
رستم کلاته ساداتلغتنامه دهخدارستم کلاته سادات . [ رُ ت َک َ ت َ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان گرگان . سکنه ٔ آن 155 تن . آب آن از قنات . صنایع، بافتن پارچه های ابریشمی و کرباس . (از فره
کلاتهلغتنامه دهخداکلاته . [ ک َ ت َ / ت ِ ] (اِ) قلعه یا دهی کوچک که بربلندی ساخته باشند. (برهان ) (غیاث ). دیهای کوچک . (صحاح الفرس ). هر شهر و حصار که بربالای کوه و پشته ٔ بلند
کلاتهلغتنامه دهخداکلاته . [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهنام وسط بخش ورامین از استان تهران . محلی جلگه و معتدل است . 335 تن سکنه دارد. آب آنجا از قنات و محصول آن غلات ، ص
کلاته سادات مهرلغتنامه دهخداکلاته سادات مهر. [ ک َ ت ِ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاه بخش داورزان شهرستان سبزوار. محلی کوهستانی و معتدل است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
رستم کلاته ساداتلغتنامه دهخدارستم کلاته سادات . [ رُ ت َک َ ت َ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان گرگان . سکنه ٔ آن 155 تن . آب آن از قنات . صنایع، بافتن پارچه های ابریشمی و کرباس . (از فره
کرغندواژهنامه آزادکُرغُند (korghond)؛ بر اساس یک سند قدیمی مربوط به سال 1188 هجری قمری نام این دهستان بصورت «کرغنج» آمده است و مشخص می شود که نام اولیۀ کرغند «کرغنج» بوده که بعده
گازرخانلغتنامه دهخداگازرخان . [ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان الموت بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع در 15 هزارگزی خاور معلم کلایه و 58 هزارگزی راه عمومی . کوهستان و معتدل ، دارای
لب آبلغتنامه دهخدالب آب . [ ل َ ] (اِخ ) لواب . نام نهری و رودخانه ای به کوه کیلویه ٔ فارس ، آبش شیرین و گوارا. آب چشمه ٔ دلی گردد (؟) وچشمه ٔ مارگان و چشمه ٔ زنگبار و چشمه ٔ ساد