کلائتفرهنگ انتشارات معین(کِ ئَ) [ ع . کلائة ] 1 - (مص م .) نگهبانی کردن . 2 - (اِمص .) حفظ ، نگهبانی .
کلاتلغتنامه دهخداکلات . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. محلی کوهستانی و سردسیر است 428 تن سکنه دارد آب آنجا از چشمه وقنات . محصول آن غلات
کلأتلغتنامه دهخداکلأت . [ ک َ ءَ ] (ع مص ) کلاءة : ﷲ الحمد که ذات کریم مجلس سامی در کلأت و حفظ الهی است . (عتبة الکتبة چ قزوینی یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در حمایت بیضه ٔ اسل
کلاتلغتنامه دهخداکلات . [ ک َ ] (اِ) قلعه یادهی بزرگ را گویند که برسر کوه یا پشته ٔ بلندی ساخته باشند خواه آباد باشد و خواه خراب (برهان ) (ناظم الاطباء). قلعه . (حاشیه ٔ فرهنگ ا
کلاتلغتنامه دهخداکلات . [ ک َ ] (اِخ ) در سابق معروف به کلات نادری و یکی از استحکامات نادرشاه افشارو از مستحکمترین قلاع شمال خاوری در مرز ایران محسوب میشده است . فعلا نام یکی از
کلاتلغتنامه دهخداکلات . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهر ویران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد و محلی کوهستانی و معتدل است ، آب آنجا از چشمه و محصول آن غلات ،، توتون و شغل اهالی ز
تضمینلغتنامه دهخداتضمین . [ ت َ ] (ع مص ) چیزی را به پایندانی فرا کسی دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ). چیزی را به ضمان دادن .(ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || پذیران
کلاتلغتنامه دهخداکلات . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. محلی کوهستانی و سردسیر است 428 تن سکنه دارد آب آنجا از چشمه وقنات . محصول آن غلات
کلأتلغتنامه دهخداکلأت . [ ک َ ءَ ] (ع مص ) کلاءة : ﷲ الحمد که ذات کریم مجلس سامی در کلأت و حفظ الهی است . (عتبة الکتبة چ قزوینی یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در حمایت بیضه ٔ اسل
کلاتلغتنامه دهخداکلات . [ ک َ ] (اِ) قلعه یادهی بزرگ را گویند که برسر کوه یا پشته ٔ بلندی ساخته باشند خواه آباد باشد و خواه خراب (برهان ) (ناظم الاطباء). قلعه . (حاشیه ٔ فرهنگ ا
کلاتلغتنامه دهخداکلات . [ ک َ ] (اِخ ) در سابق معروف به کلات نادری و یکی از استحکامات نادرشاه افشارو از مستحکمترین قلاع شمال خاوری در مرز ایران محسوب میشده است . فعلا نام یکی از