کنتأللغتنامه دهخداکنتأل . [ ک ُ ت َءْل ْ ] (ع ص ) از «ک ت ل » کوتاه و نون زائد است . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ج 8 ص 94) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). کوتاه قامت .
کفالتفرهنگ مترادف و متضادپایندانی، تضمین، تعهد، تقبل، جانشینی، سرپرستی، ضمان، ضمانت، قائممقامی، وصایت، وکالت