کفایت مذاکراتclosure 3, vote immediately, cloture, close debateواژههای مصوب فرهنگستاناقدامی در مجلس برای پایان دادن به مذاکره دربارۀ موضوع مورد رأیگیری
پیشنهاد کفایت مذاکراتclosure motionواژههای مصوب فرهنگستانپیشنهادی که برای رأیگیری در مورد پایان دادن به بحث دربارۀ یک موضوع به رئیس جلسه داده میشود
closuresدیکشنری انگلیسی به فارسیبسته شدن، خاتمه، بستار، دریچه، رای کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، درب بطری و غیره، دربستن
اوزون حسنلغتنامه دهخدااوزون حسن . [ ح َ س َ ] (اِخ ) (حسن دراز) امیرحسین بیگ مکنی به ابوالنصر. متوفی بسال 882 هَ. ق . پادشاه (857-882)، از امرای معروف به آق قوینلو پسر علی بیگ ترکمان
هندلغتنامه دهخداهند. [ هَِ ] (اِخ ) پارسی باستان هندو همریشه با سند، در کتیبه های عیلامی هی ایندویش ، اوستا هندو، سنسکریت سینذو به معنی نهر، جویبار، رود سند یا ناحیه ٔ گرداگرد