کفارلغتنامه دهخداکفار. [ ک َف فا ] (ع ص ) ناسپاس و ناگرونده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) : انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لایلدوا الا فاجراً کفاراً.
کفارلغتنامه دهخداکفار. [ ک ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کافر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کُفّار. کَفَرَة. کافرون . (از اقرب الموارد). رجوع به کافر شود.
کفارلغتنامه دهخداکفار. [ ک ُف ْ فا ] (ع ص ، اِ) ج ِ کافر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن ) (آنندراج )(اقرب الموارد). کِفار. کَفَرَة. کافرون . (از اقرب الموارد). نا
کَفَّارٌفرهنگ واژگان قرآنبسيار ناسپاس (کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معناي کشاورزان است از اين جهت که دانه
کَفَّارٌفرهنگ واژگان قرآنبسيار ناسپاس-بسيار کفرانگر (کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معناي کشاورزان است از ا
کُفَّارٌفرهنگ واژگان قرآنکافران - ناسپاسان - انکار کنندگان خداي تعالي ونعمتهاي او - ترک کنندگان دستورات الهي -کشاورزان(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ
کَفَّارَةُفرهنگ واژگان قرآنآنچه باعث مي شود گناه ناديده گرفته شود و بخشيده شود - پوشاننده -کفّاره (ازکلمه کفر به معناي پوشاندن است)
کَفَّارَتُهُفرهنگ واژگان قرآنآنچه باعث مي شود آن گناه ناديده گرفته شود - پوشاننده آن-کفّاره ي آن (ازکلمه کفر به معناي پوشاندن است)
کَفَّارَةُفرهنگ واژگان قرآنآنچه باعث مي شود گناه ناديده گرفته شود و بخشيده شود - پوشاننده -کفّاره (ازکلمه کفر به معناي پوشاندن است)
کَفَّارَتُهُفرهنگ واژگان قرآنآنچه باعث مي شود آن گناه ناديده گرفته شود - پوشاننده آن-کفّاره ي آن (ازکلمه کفر به معناي پوشاندن است)
کفارتلغتنامه دهخداکفارت . [ ک َف ْ فا رَ ] (ع اِ) کفارة. کفاره : هزار حج به ثواب هجای او نرسد.پس این کفارت پنجاه ساله جرم عظیم . سوزنی .- کفارت کردن ؛ کفاره دادن . پوشاندن و پنه
کفارهلغتنامه دهخداکفاره . [ ک َف ْفا رَ / رِ ] (از ع ، اِ) کفارت . کفارة : کفاره ٔ شرابخوریهای بی حساب هشیار در میانه ٔ مستان نشستن است . صائب .صد کعبه خلیل گو بنا کن کفاره ٔ بت