کفاةلغتنامه دهخداکفاة. [ ک ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کافی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). کفات : سه کس از دهات عالم و کفاة بنی آدم بر سبیل مشارکت متاجرت می کردن
کافی الکفاةلغتنامه دهخداکافی الکفاة. [ فِل ْ ک ُ ] (اِخ ) لقب صاحب بن عباد وزیر فخرالدوله دیلمی است . نام وی اسماعیل مکنی به ابی القاسم و ملقب بصاحب و «کافی الکفاة». رجوع به صاحب بن عب
شمس الکفاةلغتنامه دهخداشمس الکفاة. [ ش َ سُل ْ ک ُ ] (اِخ ) لقب ابوالقاسم احمدبن حسن میمندی . وزیر نامی سلطان محمود غزنوی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به احمدبن حسن ... شود.
کافی الکفاةلغتنامه دهخداکافی الکفاة. [ فِل ْ ک ُ ] (اِخ ) لقب صاحب بن عباد وزیر فخرالدوله دیلمی است . نام وی اسماعیل مکنی به ابی القاسم و ملقب بصاحب و «کافی الکفاة». رجوع به صاحب بن عب
شمس الکفاةلغتنامه دهخداشمس الکفاة. [ ش َ سُل ْ ک ُ ] (اِخ ) لقب ابوالقاسم احمدبن حسن میمندی . وزیر نامی سلطان محمود غزنوی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به احمدبن حسن ... شود.
احمدلغتنامه دهخدااحمد.[ اَ م َ ] (اِخ ) ابن حسن میمندی مکنی به ابوالقاسم ،و بنا بگفته ٔ بعضی ابوالحسن ، و ملقب به شمس الکفاة وزیر معروف سلطان محمود و پسر وی مسعود است . پدر احمد
خسروی سرخسیلغتنامه دهخداخسروی سرخسی . [ خ ُ رَ ی ِ س َ رَ ] (اِخ ) محمدبن علی خسروی سرخسی ، مکنی به ابوبکر حکیم از شاعران دربار امیرشمس المعالی است . شعر اوسراسر حکمت و «در خدمت کافی ا