کشیدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بلند، طولانی، طویل، مرتفع، ممتد ۲. پسگردنی، تپانچه، سیلی ۳. توزین، سنجیده ۴. نوشیده ≠ کوتاه
کشیدهلغتنامه دهخداکشیده . [ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] (ن مف ) طویل . دراز. (ناظم الاطباء). ممتد. ماد. ممدود. مدید. (یادداشت مؤلف ) : درازتر ز غم مستمند سوخته جان کشیده تر ز شب دردمند
کشیدهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [عامیانه، مجاز] سیلی؛ توگوشی.۲. (صفت) [مجاز] دراز؛ بلند.۳. (صفت) [قدیمی] وزنکردهشده.