کشوادلغتنامه دهخداکشواد. [ ک َش ْ ] (اِخ ) نام پهلوان پایتخت کیکاووس پادشاه ایران . (برهان ) . نام پدر گودرز که پسر قارن بن کاوه سپهسالار فریدون فرخ بوده است . (آنندراج ) (انجمن
کشوادگانلغتنامه دهخداکشوادگان . [ ک َش ْ دَ ] (اِخ ) دودمان و خاندان و خانواده ٔ کشواد و کشواد نام پدر گودرز است و پهلوان داستان شاهنامه : منم پور گودرز کشوادگان سر سرکشان گیو آزادگ
کشوادگانلغتنامه دهخداکشوادگان . [ ک َش ْ دَ ] (اِخ ) دودمان و خاندان و خانواده ٔ کشواد و کشواد نام پدر گودرز است و پهلوان داستان شاهنامه : منم پور گودرز کشوادگان سر سرکشان گیو آزادگ
گشوادفرهنگ نامها(تلفظ: gašvād) (= کشواد) ، به معنی دارای بیان شیوا و فصیح است ؛ (در اعلام) نام دلاوری ایرانی است که در خانهی قارن کاوه با شیدوَش و قارَن همداستان گشت تا در پی
گودرزلغتنامه دهخداگودرز. [ دَ ] (اِخ ) نام دو پهلوان دیگر است از ایران : یکی پسر قارن بن کاوه ٔ آهنگر که حکومت صفاهان کرد و دیگری پسر کشواد که پدر گیو باشد. (برهان ). و نیز نام د
خرادلغتنامه دهخداخراد. [ خ َرْ را] (اِ) نامی بوده است که ایرانیان قدیم بر پسران خود گذارده اند : چو برزین و چون قارن رزم زن چو خراد و کشواد لشکرشکن . فردوسی .و افراد زیر از مشهو
گشوادلغتنامه دهخداگشواد. [ گ َ ] (اِخ ) نام پهلوان ایرانی : پایتخت کیکاوس پادشاه ایران و چهارم سپاه به گودرز گشواد سپرد.(مجمل التواریخ و القصص ص 49). رجوع به کشواد شود.