5345 مدخل
۱. آشکار ساختن؛ پیدا کردن.۲. برهنه کردن.۳. پی بردن به چیزی که پیش از آن مجهول بوده.۴. (تصوف) ظهور حقایق غیبی بر سالک.
پیبرد، یافتن، یافته، پی برد، نویاب
۱. انکشاف ۲. شهود ۳. پیدا کردن، یافتن
detection, discovery, find, finding
اکتشاف , حدس , مقدمة
فاش سازي , افشاء , بي پرده گويي
برطرف کرد - کنار زد
برطرف کردن - کنار زدن
یافتن
ارشادي
اکتشف , اکشف , بحث
کشف