کشتنلغتنامه دهخداکشتن . [ ک ُ ت َ ] (مص ) قتل کردن . هلاک کردن . جان کسی را ستاندن . گرفتن حیات و زندگی را از جانداری . (ناظم الاطباء). اماتة. اعدام کردن . به قتل رساندن . (یادد
مادرکشیلغتنامه دهخدامادرکشی . [ دَ ک ُ ] (حامص مرکب ) عمل مادرکش . قتل مادر. کشتن مادر. دست یازیدن به کشتن مادر.
نرونلغتنامه دهخدانرون . [ ن ِ رُن ْ ] (اِخ ) کلادیوس سزار آگوستوس ژرمانیکوس . امپراطور روم . به سال 37 م . تولد یافت . در سال 54 م . به امپراطوری روم رسید. مردی دیوانه خو و سرکش
کرم کشتنلغتنامه دهخداکرم کشتن . [ ک ِ ک ُ ت َ ](مص مرکب ) کشتن و نابود کردن کرم . (فرهنگ فارسی معین ). || دست بازی و ملاعبت با معشوق . (آنندراج ). || باج گرفتن . (آنندراج ) : شمع ام
شمتالغتنامه دهخداشمتا. [ ] (اِخ ) نام ملاکی سریانی مسیحی که در کشتن خسروپرویز به دست شیرویه و مریم مادر شیرویه همدستی کرد. (یادداشت مؤلف ).