کسورلغتنامه دهخداکسور. [ ک ُ ] (ع مص ) کسر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به کسر در معنی مصدری شود.
کسورلغتنامه دهخداکسور. [ ک َ ] (ع ص ) شتر ستبرکوهان یا شتر که بخماند دم خود را بعد برداشتن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کسورلغتنامه دهخداکسور. [ ک ُ ] (از ع ، اِ) صرفه و سود. || نگاهداری چیزی و محافظت آن . (ناظم الاطباء).
کسورلغتنامه دهخداکسور. [ ک ُ ] (ع اِ) ج ِ کسر[ ک َ / ک ِ ] . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به کسر شود. || پاره ای اعداد مانند نصف و ثلث و ربع و غیره . (فرهن
کسوراتلغتنامه دهخداکسورات . [ ک ُ ] (ع اِ) جج ِ کسور و کسر. || ج ِ کسر. (اقرب الموارد). رجوع به کسر شود.
امهات کسورلغتنامه دهخداامهات کسور. [ اُم ْ م َ ت ِ ک ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) امهات کسور نُه است ، نصف (یک دوم )، ثلث (یک سوم )، ربع (یک چهارم )، خمس (یک پنجم )، سدس (یک ششم )، سب
کسوراتلغتنامه دهخداکسورات . [ ک ُ ] (ع اِ) جج ِ کسور و کسر. || ج ِ کسر. (اقرب الموارد). رجوع به کسر شود.
امهات کسورلغتنامه دهخداامهات کسور. [ اُم ْ م َ ت ِ ک ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) امهات کسور نُه است ، نصف (یک دوم )، ثلث (یک سوم )، ربع (یک چهارم )، خمس (یک پنجم )، سدس (یک ششم )، سب
درآمد تصرفپذیرdisposable income, spendable incomeواژههای مصوب فرهنگستاندرآمدی که پس از کسر کسورات قانونی، فرد میتواند آن را خرج کند