کسادیدیکشنری فارسی به انگلیسیausterity, doldrums, downturn, recession, slack, slowdown, sluggishness, slump
کسادیلغتنامه دهخداکسادی . [ ک َ / ک ِ ] (حامص ) ناروایی متاع و کالا در بازار و بی رواجی و نداشتن خریدار. (ناظم الاطباء). عدم رواج . صاحب آنندراج گوید یاء مصدری به کساد ملحق کنند
کسادیrecessionواژههای مصوب فرهنگستاندورۀ موقت افت اقتصادی که در آن تجارت و فعالیتهای صنعتی کاهش مییابد
ناروانیلغتنامه دهخداناروانی . [ رَ ] (حامص مرکب ) کسادی داد و ستد. کسادی بازار. (ناظم الاطباء). کاسدی . بی رواجی . بی رونقی .- ناروانی بازار ؛ کساد،مقابل روانی و روائی و رواج و گرم
بهبود اقتصادیeconomic recoveryواژههای مصوب فرهنگستاندورهای که در آن فعالیتهای اقتصادی افزایش مییابد و نشاندهندة پایان کسادی است