کسابلغتنامه دهخداکساب . [ ک َس س ] (ع ص ) ورزنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بسیار کسب کننده . (از اقرب الموارد). کسب کننده . (ناظم الاطباء).
کسابلغتنامه دهخداکساب . [ ک َ ] (ع اِ) گرگ . || (اِخ ) نام سگی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کثابلغتنامه دهخداکثاب . [ ک ُ] (ع ص ، اِ) بسیار. (منتهی الارب ). کثیر. (از اقرب الموارد). هر چیز بسیار فراهم آمده . (ناظم الاطباء).
کثابلغتنامه دهخداکثاب . [ ک ُث ْ ثا / ک َث ْ ثا ] (ع ص ) تیر بی پیکان و بی پر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). تیرسرگرد بی پر که کودکان بدان تیراندازی کنند. (ناظم الاطباء). کُ
کثابلغتنامه دهخداکثاب . [ ک ِ ] (ع اِ) تیر و جز آن . یقال مارمی بکثاب ؛ ای شی ٔ سهم او غیره . (منتهی الارب ). چیز. (از اقرب الموارد). هر چیز که بیندازند از قبیل تیر وسنگ و جز آن
کثعبلغتنامه دهخداکثعب . [ ک َ ع َ ] (ع ص ) زن کلان و ستبر شرم . (منتهی الارب ). زن کلان و ستبر کس . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || رکب کثعب ؛شرم بزرگ و ستبر. (منتهی الارب ) (از ن
کساباد پایینلغتنامه دهخداکساباد پایین . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد. کوهستانی و گرمسیر است و 205تن سکنه دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
کسابرلغتنامه دهخداکسابر. [ ک َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ کُسبَر به معنی دستیانه از عاج مانند دست برنجن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به کسبر شود.
کساباد پایینلغتنامه دهخداکساباد پایین . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد. کوهستانی و گرمسیر است و 205تن سکنه دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
کسابرلغتنامه دهخداکسابر. [ ک َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ کُسبَر به معنی دستیانه از عاج مانند دست برنجن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به کسبر شود.
اساهملغتنامه دهخدااساهم . [ اُ هَِ ] (اِخ ) موضعی است بین مکه و مدینه . فضل بن عباس اللهبی راست : نظرت ُ و هرشی بیننا و بصاقهافرکن کساب فالصوی من اساهم الی ضوء نار دون سلع یشبهاض
کداشلغتنامه دهخداکداش . [ ک َدْ دا ] (ع ص ) مکدی یا شخاذ (گدا) لغت عراقی است . (از اقرب الموارد). || سختی کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || کَسّاب . کثیرالکسب . (اقرب ال
کسبرلغتنامه دهخداکسبر. [ ک ُ ب َ ] (ع اِ) دستیانه از عاج مانند دست برنجن .ج ، کَسابِر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).