کزنفونلغتنامه دهخداکزنفون . [ ک ِ زِ ن ُ ف ُ ](اِخ ) مورخ یونانی که از430 تا 352 ق .م . میزیست و از شاگردان سقراط حکیم بود. او تصنیفات بسیار از خود بجای گذاشته است . راجع به ایران
لخلغتنامه دهخدالخ . [ ل ُ ] (اِ) کزنفون مورخ (از لشکریان کورش ) قسمتی را که دارای 24 نفر یا کمتر بوده لُخ یا لُخاژ مینامد. این دو لفظ یونانی است . (ایران باستان ج 1 ص 351).
لاریسلغتنامه دهخدالاریس . (اِخ ) نام شهری . گزنفون گوید کورش پس از جنگ با کرزوس و شکست دادن وی پس از عقد معاهده به دسته ای از سپاهیان سنگین اسلحه ٔ مصری که مردانه حرب و مقاومت کر
خان اسکندریهلغتنامه دهخداخان اسکندریه . [ ن ِ اِ ک َ دَ ری ی َ ] (اِخ ) محلی است دریازده فرسخی بابل از طرف شمال و تصور میشود که این محل در نزدیکی خرابه هایی موسوم به کونیش نام قدیمی کون
لاریسالغتنامه دهخدالاریسا. (اِخ ) محلی به کنار دجله و آنجا شهری بوده است بزرگ از آن دولت ماد. کزنفون راجع به عقب نشینی ده هزار نفری یونانیها پس از جنگ کوناکسا گوید یونانیها بقیه ٔ