کرینةلغتنامه دهخداکرینة. [ ک َ ن َ ] (ع ص ) زن سرودگوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زن بربطزن . (مهذب الاسماء).ج ، کِران . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب )
کریهالمنظرفرهنگ مترادف و متضادبدشکل، بدصورت، بدگل، بدنما، بدهیئت، زشت، زشتروی، کریهمنظر ≠ چشمنواز، زیبا
کمینهفرهنگ مترادف و متضاد۱. حداقل، دستکم ۲. کمتر ۳. اینبنده، اینجانب، بنده، حقیر، رهی ≠ بیشینه، حداکثر، مهینه
کرانلغتنامه دهخداکران . [ ک ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کَرینة. بمعنی زنان سرودگوی .(از آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).