کریمهلغتنامه دهخداکریمه . [ ک َ م َ ] (ع ص ، اِ) کریمة. زن نیک خوی . (فرهنگ فارسی معین ). || در تداول ترکان عثمانی دختر را گویند چنانکه گویند کریمه ٔ شما و کریمه ٔ ایشان دختر شما
کریمهلغتنامه دهخداکریمه . [ ک ِ م ِ] (اِخ ) شبه جزیره ای است در جنوب روسیه ٔ شوروی و در شمال دریای سیاه کنار دریای آزوف به مساحت 26000 کیلومتر مربع. شهرهای عمده ٔ آن عبارتند از:
کریمهفرهنگ انتشارات معین(کَ مِ یا مَ) [ ع . کریمه ] (ص .) مؤنث کریم . 1 - زن صاحب کرم . 2 - زن نیک خوی . 3 - خوب ، پسندیده .
کریمهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گرانبها: احجار کریمه.۲. (اسم، صفت) [قدیمی] شریف؛ بزرگوار (زن).۳. (اسم) [قدیمی] هریک از آیههای قرآن.
کریمهفرهنگ نامها(تلفظ: karime) (عربی) گرانبها ، ارزشمند ؛ صفت هر یک از آیههای قرآن ؛ (در قدیم) هر یک از آیههای قرآن، زن بزرگوار ، زن شریف نیکو و خوب .
کریمةلغتنامه دهخداکریمة. [ ک َ م َ ] (اِخ ) بنت احمد المروزی است و یکی از شیوخ بنام احمدبن علی بن ثابت بن احمدبن مهدی خطیب بغداد صحیح بخاری را در مدت پنج روز نزد این زن خواند. (ی
کریمةلغتنامه دهخداکریمة. [ ک َ م َ ] (ع اِ) بینی و هر عضو شریف مانند گوش و دست . (منتهی الارب )(آنندراج ) (از اقرب الموارد). بینی و هر عضو شریف مانند گوش و دست و لحیه و ریش . (نا
کریمةلغتنامه دهخداکریمة. [ ک َ م َ ] (ع ص )کریمه . مؤنث کریم . ج ، کرائم ، کریمات . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و کِرام . (اقرب الموارد). || زن صاحب کرم . زن بخشنده . (فرهنگ
حجاره ٔ کریمهلغتنامه دهخداحجاره ٔکریمه . [ ح ِ رَ / رِ ی ِ ک َ م َ / م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سنگ بهادار. رجوع به احجار کریمه شود: و قد استعمل العباسیون الحجارة الکریمة کمایستعمل ال
احجار کریمهلغتنامه دهخدااحجار کریمه . [ اَ رِ ک َ م َ / م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گوهرها. سنگهای قیمتی . احجار ثمینه .
کریمةلغتنامه دهخداکریمة. [ ک َ م َ ] (اِخ ) بنت احمد المروزی است و یکی از شیوخ بنام احمدبن علی بن ثابت بن احمدبن مهدی خطیب بغداد صحیح بخاری را در مدت پنج روز نزد این زن خواند. (ی
کریمةلغتنامه دهخداکریمة. [ ک َ م َ ] (ع اِ) بینی و هر عضو شریف مانند گوش و دست . (منتهی الارب )(آنندراج ) (از اقرب الموارد). بینی و هر عضو شریف مانند گوش و دست و لحیه و ریش . (نا
کریمةلغتنامه دهخداکریمة. [ ک َ م َ ] (ع ص )کریمه . مؤنث کریم . ج ، کرائم ، کریمات . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و کِرام . (اقرب الموارد). || زن صاحب کرم . زن بخشنده . (فرهنگ