کریملولغتنامه دهخداکریملو. [ ک َ ] (اِخ ) تیره ای از ایل بهارلو از ایل خمسه ٔ فارس . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 86).
کریمبوسلغتنامه دهخداکریمبوس . [ ک ُ ] (اِ) نوعی آرایش گیسو. در نقشهای موجود از اردشیر کلاه وی مدور است و در آن گردن پوشی است به شکل گویی که پارچه ٔ نازکی آن را پوشیده است . این گوی
کریمویلغتنامه دهخداکریموی . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مصعبی بخش حومه ٔ شهرستان فردوس . کوهستانی و معتدل است و 644 تن سکنه دارد. محصول آن پنبه و زعفران و زیره و ابریشم است .
کریموواژهنامه آزادنام روستایی ازتوابع شهرستان سرایان که در18کیلومتری سرایان قراردارد،بدلیل وجودامامزاده سلطان کریم شاه وسخاوتمندی مردمانش به این نام نامگذاری شده است وبه عروس خرا
قشلاق کرملولغتنامه دهخداقشلاق کرملو. [ ق ِ ک َ رَ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر واقع در 28500 گزی خاور اهر و 2 هزارگزی شوسه ٔ اهر به خیاو. موقع جغرافیایی آن کو
کریمبوسلغتنامه دهخداکریمبوس . [ ک ُ ] (اِ) نوعی آرایش گیسو. در نقشهای موجود از اردشیر کلاه وی مدور است و در آن گردن پوشی است به شکل گویی که پارچه ٔ نازکی آن را پوشیده است . این گوی
کریمویلغتنامه دهخداکریموی . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مصعبی بخش حومه ٔ شهرستان فردوس . کوهستانی و معتدل است و 644 تن سکنه دارد. محصول آن پنبه و زعفران و زیره و ابریشم است .
قشلاق کرملولغتنامه دهخداقشلاق کرملو. [ ق ِ ک َ رَ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر واقع در 28500 گزی خاور اهر و 2 هزارگزی شوسه ٔ اهر به خیاو. موقع جغرافیایی آن کو
مایللغتنامه دهخدامایل . [ ی ِ ] (اِخ ) قلیج خان بیک از ایماق کراملو طایفه ٔ شاملو و معاصر شاه عباس بود و از جانب او داروغگی ری را داشت و به جهت حسن سلوکش وی را شیخ الاسلام حکام