کریدرلغتنامه دهخداکریدر. [ ک ُ دُ ] (فرانسوی ، اِ) راهرو. (یادداشت مؤلف ). دالان . دهلیز: در کریدورهای وزارت خارجه چنین گفته شد. (فرهنگ فارسی معین ). سرسرا. || غلام گردشی .
راهرولغتنامه دهخداراهرو. [ رَو / رُو ] (نف مرکب ) راهرونده . رونده .راهرونده . سائر. طی طریق کننده . راه پیما. ج ، راهروان .(ناظم الاطباء). ماشی . (یادداشت مؤلف ) : چون جهان سپی