کریلغتنامه دهخداکری . [ ک َ ری ی ] (ع ص ، اِ) خربنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مکاری و کرایه دهنده . ج ، اکریاء. (ناظم الاطباء). || به کرایه گیرنده . (منتهی الارب ). کرا
کریلغتنامه دهخداکری . [ ک َرْ ری ] (حامص ) کندی . بطوء. (یادداشت مؤلف ) : چیزی که تو پنداری در حضرت و در غربت کاری که تو اندیشی از کری و همواری نیکوتر از آن باشد باﷲ که تو اند
کریلغتنامه دهخداکری . [ ] (اِ) وزغه . (از فهرست مخزن الادویه ). || چلپاسه . کرباسو. کرباسه . و شاید صورتی از کرباسه باشد. رجوع به کرباسو شود.
کریلغتنامه دهخداکری . [ ] (اِخ ) شهرکی است [ به خراسان ] از حدود کوهستان و نشابور با کشت و برز بسیار اندر میان بیابان و از او کرباس خیزد. (حدود العالم ).
کری بگوزیلغتنامه دهخداکری بگوزی . [ ] (ص ) چیزی بی کار و بی اعتبار. (آنندراج ). هر چیز نابکار و بی فایده و بی قدر و قیمت . (ناظم الاطباء) .
کری کردنلغتنامه دهخداکری کردن . [ ک ِک َ دَ ] (مص مرکب ) ارزیدن . بچیزی بودن . سود داشتن . ارزش داشتن . (یادداشت مؤلف ). کرا کردن : گو بیاییدو ببینید این شریف ایام راتا شما را شاعر