کرکهنلغتنامه دهخداکرکهن . [ ک َ ک َ هََ ] (اِ) جوهری است سرخ رنگ سیاه فام که در آفتاب شفاف می نماید. (جواهرنامه ). گونه ای کوآرتز بنفش رنگ که آن را آمتیست نیز نامند. رنگ بنفش آن
کرکهنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی کوارتز به رنگ بنفش که در جواهرسازی برای ساختن نگین انگشتر به کار میرود؛ امتیست.
کرکانلغتنامه دهخداکرکان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه شهرستان ملایر. جلگه ای و معتدل است و 949 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کرکانلغتنامه دهخداکرکان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بخش وفس شهرستان اراک . کوهستانی و سردسیر است و 1090 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
کرکانلغتنامه دهخداکرکان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فراهان پائین بخش فرمهین شهرستان اراک . کوهستانی و سردسیر است و 951 تن سکنه دارد. این ده از دو محل بالا و پائین تشکیل شد
زیتیلغتنامه دهخدازیتی . [ زَ / زِ ] (ص نسبی ) رنگی باشد زرد که به سبزی زند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).منسوب به زیت . به رنگ زیت . (یادداشت ایضاً). بیرونی در
یاقوتلغتنامه دهخدایاقوت . (اِ) نام جوهری است مشهور و آن سرخ و کبود و زرد می باشد. گرم و خشک است در چهارم و قایم النار یعنی آتش او را ضایع نمی کند و با خود داشتن آن دفع علت طاعون
کرکانلغتنامه دهخداکرکان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه شهرستان ملایر. جلگه ای و معتدل است و 949 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کرکانلغتنامه دهخداکرکان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بخش وفس شهرستان اراک . کوهستانی و سردسیر است و 1090 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
کرکانلغتنامه دهخداکرکان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فراهان پائین بخش فرمهین شهرستان اراک . کوهستانی و سردسیر است و 951 تن سکنه دارد. این ده از دو محل بالا و پائین تشکیل شد