کرکلغتنامه دهخداکرک . [ ک َ رَ ] (اِخ ) رودی است در استرآبادرستاق در شمال و مشرق شهر استرآباد. (سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص 81 و ترجمه ٔ آن ص 113).
کرکلغتنامه دهخداکرک . [ ] (اِخ ) بنابه نقل تاریخ بیهقی قلعه ای بوده است در جبال هرات : و نامه ها که از کوتوال کرک آمدی همه عبدوس عرضه کردی . (تاریخ بیهقی ). و حاجب بزرگ علی را
کرکلغتنامه دهخداکرک . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار شهرستان ری در استان مرکزی . جلگه و معتدل است و 163 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
کُرکگویش خلخالاَسکِستانی: mu دِروی: mu شالی: mu کَجَلی: kölk کَرنَقی: mi کَرینی: mi کُلوری: mu گیلَوانی: mü لِردی: karga par