کرچ شدنلغتنامه دهخداکرچ شدن . [ ک ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) رسیدن مرغ به حالتی که آماده ٔ خوابیدن روی تخم گردد. کک شدن . (فرهنگ فارسی معین ). کِرک شدن . (یادداشت مؤلف ).
کرواژهنامه آزاد(لری)[kor] پسر، فرزند نرینه. (بختیاری) پسر. کلمه ی "کر"با تلفظ "kor" به شکل (ک+علامت ضمه+ر) در زبان بختیاری به معنای "پسر" می باشد.برای مثال کر بختیاری. [koer]