کرپیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پلی که روی مرداب بسته شود.۲. پلی که از روی مرداب به دریا متصل گردد.
کُرپیU-boltواژههای مصوب فرهنگستانمیلهای نعلیشکل با دو سر بدون انحنا و رزوهشده برای بستن مهرهها * کُرپی واژهای ترکی به معنی پل است، بهویژه پلی که بر روی مرداب ساخته میشود
قوش کرپیلغتنامه دهخداقوش کرپی . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان ، سکنه ٔآن 365 تن . آب آن از قنات و رودخانه ٔ کبودوال . محصول آن توتون سیگار. شغل اه
کُرپیU-boltواژههای مصوب فرهنگستانمیلهای نعلیشکل با دو سر بدون انحنا و رزوهشده برای بستن مهرهها * کُرپی واژهای ترکی به معنی پل است، بهویژه پلی که بر روی مرداب ساخته میشود
قوش کرپیلغتنامه دهخداقوش کرپی . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان ، سکنه ٔآن 365 تن . آب آن از قنات و رودخانه ٔ کبودوال . محصول آن توتون سیگار. شغل اه