کروکرلغتنامه دهخداکروکر. [ ک َ ک َ ] (ص ، اِ) کرکر. گرگر. گروگر. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). یکی از نامهای خدای تعالی است جل جلاله . (برهان ) (آنندراج ). از جمله نامهای اﷲ است جل جل
کروکر خندیدنلغتنامه دهخداکروکر خندیدن . [ ک ِرْ رُ ک ِ خ َدی دَ ] (مص مرکب ) خندیدن به صدای بلند. کره زدن . خندیدن به آواز بلند و به اتصال . هرهر و کرکر کردن .
کروکر کردنلغتنامه دهخداکروکرکردن . [ ک ِرْ رُ ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) با کشیدن پای بر زمین بنرمی پیش رفتن . || با فقریا با ضعف امرار حیات کردن . با قلت مال به نحوی معاش را گذرانیدن یا
کروکر خندیدنلغتنامه دهخداکروکر خندیدن . [ ک ِرْ رُ ک ِ خ َدی دَ ] (مص مرکب ) خندیدن به صدای بلند. کره زدن . خندیدن به آواز بلند و به اتصال . هرهر و کرکر کردن .
کروکر کردنلغتنامه دهخداکروکرکردن . [ ک ِرْ رُ ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) با کشیدن پای بر زمین بنرمی پیش رفتن . || با فقریا با ضعف امرار حیات کردن . با قلت مال به نحوی معاش را گذرانیدن یا