کروتیسلغتنامه دهخداکروتیس . [ ] (اِخ ) جزیره ای بود که وامق آنجا بود. (فرهنگ اسدی ). و شاید همان اقریطش [ کرت ، کاندی ] باشد. (یادداشت مؤلف ) : جزیره یکی بد به یونان زمین کروتیس
کرونیسلغتنامه دهخداکرونیس . [ ک َ ] (اِخ ) نام جزیره ای است که وامق مطلوب عذرا در آن جزیره بود. (برهان ) (آنندراج ). در لغت نامه ٔ اسدی کروتیس آمده است . رجوع به کروتیس شود.
کوتیسلغتنامه دهخداکوتیس .[ ک ُ ] (اِخ ) نام پادشاه پافلاگونیه و دست نشانده ٔ پادشاهان هخامنشی بود. (از ایران باستان ). رجوع به همان مأخذ ج 2 ص 1106 شود.
کرونیسلغتنامه دهخداکرونیس . [ ک َ ] (اِخ ) نام جزیره ای است که وامق مطلوب عذرا در آن جزیره بود. (برهان ) (آنندراج ). در لغت نامه ٔ اسدی کروتیس آمده است . رجوع به کروتیس شود.
یونان زمینلغتنامه دهخدایونان زمین . [ زَ ] (اِخ ) زمین یونان . سرزمین یونان . کشور یونان . (از یادداشت مؤلف ) : جزیره یکی بُد به یونان زمین کروتیس بُد نام شهر گزین . عنصری .شامس ، جز
کوتیسلغتنامه دهخداکوتیس .[ ک ُ ] (اِخ ) نام پادشاه پافلاگونیه و دست نشانده ٔ پادشاهان هخامنشی بود. (از ایران باستان ). رجوع به همان مأخذ ج 2 ص 1106 شود.