کرنگانلغتنامه دهخداکرنگان . [ ک ِ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر. کوهستانی و معتدل است و 573 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کرنگانیلغتنامه دهخداکرنگانی . [ ک َ رَ ] (اِ) نوعی از انگور است . (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).اسم فارسی نوعی از عنب است . (فهرست مخزن الادویه ).
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایی تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. کوهستانی و سردسیر است و 240 تن سکنه دارد. ساکنین آن از طایفه ٔ اولاد قباد هستند.
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل . جلگه و معتدل است و 950 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماهیدشت بالا بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . دشتی و سردسیر است و 1500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد شهرستان تبریز. جلگه و سردسیر است و 1205 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کرنگانیلغتنامه دهخداکرنگانی . [ ک َ رَ ] (اِ) نوعی از انگور است . (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).اسم فارسی نوعی از عنب است . (فهرست مخزن الادویه ).
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایی تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. کوهستانی و سردسیر است و 240 تن سکنه دارد. ساکنین آن از طایفه ٔ اولاد قباد هستند.
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل . جلگه و معتدل است و 950 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماهیدشت بالا بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . دشتی و سردسیر است و 1500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد شهرستان تبریز. جلگه و سردسیر است و 1205 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).