کرمانشاهلغتنامه دهخداکرمانشاه . [ ک ِ ] (اِخ ) ابن قراارسلان قادربیک . دومین تن از سلجوقیان کرمان که در 465 هَ . ق . جلوس کرد. (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فرهنگ فارسی معین ، تار
کرمانشاهلغتنامه دهخداکرمانشاه . [ ک ِ ] (اِخ ) (شهر...) شهر کرمانشاه یکی از شهرهای مهم باختر کشور و مرکز استان پنجم است . در زمان سلاطین ساسانی بنا شد و بانی آن بهرام چهارم ،ملقب به
کرمان شاهلغتنامه دهخداکرمان شاه . [ ک ِ ](اِخ ) لقب بهرام بن شاپور بود. در ترجمه ٔ طبری آمده بهرام بن شاپور را کرمانشاه خواندند، زیرا که شاپور او را پادشاهی کرمان داده بود و به کودکی
کرمانشاهانلغتنامه دهخداکرمانشاهان . [ ک ِ ] (اِخ ) (شهرستان ...) یکی از شهرستانهای بزرگ استان پنجم کشور است . از شمال به سنندج و از شمال خاور به اسدآباد همدان و از جنوب به شاه آباد و
کرمانشاهانلغتنامه دهخداکرمانشاهان . [ ک ِ ] (اِخ ) ناحیه ای است جنوب زین الدین و مغرب یزد. (فارسنامه ٔ ناصری ).
کرمانشاهیلغتنامه دهخداکرمانشاهی . [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کرمانشاه . از مردم کرمانشاه . (فرهنگ فارسی معین ). || ساخته و پرداخته یا حاصل از ناحیه ٔ کرمانشاه ، چون : گیوه ٔکرمانشاهی
کرمانشاهانلغتنامه دهخداکرمانشاهان . [ ک ِ ] (اِخ ) (شهرستان ...) یکی از شهرستانهای بزرگ استان پنجم کشور است . از شمال به سنندج و از شمال خاور به اسدآباد همدان و از جنوب به شاه آباد و
کرمانشاهیلغتنامه دهخداکرمانشاهی . [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کرمانشاه . از مردم کرمانشاه . (فرهنگ فارسی معین ). || ساخته و پرداخته یا حاصل از ناحیه ٔ کرمانشاه ، چون : گیوه ٔکرمانشاهی