کرمالیملغتنامه دهخداکرمالیم . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طارم بالا بخش سیردان شهرستان زنجان . کوهستانی و معتدل است و 139 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
کرمایرفرهنگ انتشارات معین(کِ رِ یِّ) [ فر. ] (اِ.) ریل (راه آهن ) که در روی آن چرخ دندانه دار لوکوموتیو حرکت می کند. این نوع ریل در راه های بسیار سراشیب به کار می رود.
کامالیالغتنامه دهخداکامالیا. (یونانی ، اِ) بیونانی شبرم است و گفته اند ماذریون است . (فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به کامالاون شود.
کرازیملغتنامه دهخداکرازیم . [ ک َ ] (ع اِ) ج ِ کِرزیم . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به کرزیم شود.
ابومسلملغتنامه دهخداابومسلم . [ اَ م ُ ل ِ ] (اِخ ) مروزی .بلعمی در ترجمه ٔ طبری آرد: خبر بیرون آمدن ابومسلم صاحب دولت ولد عباس ، و این ابومسلم غلامی بود و سرّاجی همی کردی نامش عبد