کرملغتنامه دهخداکرم . [ ک َ ] (ع اِ) درخت انگور. (از برهان ) (ناظم الاطباء). تاک . رز. واحد آن کرمة است . (از منتهی الارب ). عنب . (از اقرب الموارد). رز. مو. مَیوانه . (یادداشت
کرملغتنامه دهخداکرم . [ ک َ ] (ع مص ) غلبه کردن بر کسی در کرم . یقال : کارمه فکرمه ؛ای فاخره فی الکرم فغلبه فیه . (از اقرب الموارد).
کرملغتنامه دهخداکرم . [ ک َ رَ ] (اِ) کلم . (از برهان ) (ناظم الاطباء) (جهانگیری ). غنبید. بقلةالانصار. (یادداشت مؤلف ). کرنب . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ) : گفت بخوردم کر
کرملغتنامه دهخداکرم . [ ک َ رَ ] (ع اِمص ) جوانمردی . مردمی . عزیزی . ضد لؤم . (ناظم الاطباء). جوانمردی و همت باشد. (برهان ). مروت وسخاوت و عزیزی و بزرگواری . (غیاث اللغات ).
کرملغتنامه دهخداکرم . [ ک َ رَ ] (ع مص ) کرامة. کرمة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). مکرماً. (ناظم الاطباء). نفیس گردیدن و باعزت شدن . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).باثروت ش
کِرِمگویش کرمانشاهکلهری: ře:w گورانی: ře:w سنجابی: ře:w کولیایی: ře:w زنگنهای: ře:w جلالوندی: ře:w زولهای: ře:w کاکاوندی: ře:w هوزمانوندی: ře:w
کِرمwormواژههای مصوب فرهنگستانبدافزاری که بهصورت برنامهای مستقل و بدون نیاز به پروندههای میزبان عمل میکند، خود را تکثیر میکند و با تخریب بخشهای رایانه آن را از کار میاندازد
کرم اﷲ وجههلغتنامه دهخداکرم اﷲ وجهه . [ ک َرْ رَ م َل ْ لا هَُ وَ هََ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) گرامی داراد خدای روی او را. دعائی است که اهل سنت پس از بردن نام علی بن ابیطالب علیه ال