کردمحلهلغتنامه دهخداکردمحله . [ ک ُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) یکی از محله های خاوری شهرستان رشت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
کردمحلهلغتنامه دهخداکردمحله . [ ک ُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل . معتدل و مرطوب است و 165 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
کردمحلهلغتنامه دهخداکردمحله . [ ک ُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش رامسر شهرستان شهسوار. معتدل و مرطوب است و 250 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
کردمحلهلغتنامه دهخداکردمحله . [ ک ُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کالج بخش مرکزی شهرستان نوشهر. معتدل و مرطوب و سکنه ٔ آن 100 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
کردمحلهلغتنامه دهخداکردمحله . [ ک ُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هزارجریب بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری . کوهستانی و سردسیر است و 130 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی
افراهماملغتنامه دهخداافراهمام .[ ] (اِخ ) دهی است از مازندران نزدیک به کردمحله . در سفرنامه ٔ مازندران رابینو آمده : در افراهمام درخت چنار عظیمی بوضع باشکوهی بر بالای تپه واقع است .
زاهدلغتنامه دهخدازاهد. [ هَِ ] (اِخ ) از قبیله های ساکن در کردمحله . رابینو آرد: از خشکفل که بستر عریض نهر داربن است و همچنین از رودخانه ٔ شش دالک عبور کردیم . کردمحله که در سر
الوندکیالغتنامه دهخداالوندکیا. [ اَل ْ وَ ] (اِخ ) نام قبیله ای از قبایل کردمحله . (از مازندران و استرآباد رابینو ص 70 وترجمه ٔ آن ص 100). و رجوع به فهرست همین کتاب شود.