کرتیانلغتنامه دهخداکرتیان . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دهدز شهرستان اهواز. کوهستانی و معتدل است و از چشمه و قنات مشروب می شود. 139 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
کاتیانلغتنامه دهخداکاتیان . (اِخ ) نام ولایتی قدیم در هند. اسکندر... بولایت کاتیان درآمد در اینجا عادتی است که زنان را با شوهران متوفای آنها میسوزانند و این عادت در میان بربرها از
کرتانلغتنامه دهخداکرتان . [ ک َرْ رَ ] (ع اِ) تثنیه ٔ کَرَّة. رجوع به کرة شود. || بامداد و شام . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
کرتانهلغتنامه دهخداکرتانه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (اِ) مکان و مأوای خروسان و آن به منزله ٔ آشیانه مرغان دیگر را بود. (آنندراج ). جای باش مرغان . (ناظم الاطباء) : که یارب خروسان بیچار
تبرستانلغتنامه دهخداتبرستان . [ ت َ رِ ] (اِخ ) نام مملکتی است در شمال ایران که نام مشهورش مازندران است در وجه تسمیه ٔ این لفظ اهل لغت نوشته اند که چون آن ملک جنگل زیاد دارد که با
کاتیانلغتنامه دهخداکاتیان . (اِخ ) نام ولایتی قدیم در هند. اسکندر... بولایت کاتیان درآمد در اینجا عادتی است که زنان را با شوهران متوفای آنها میسوزانند و این عادت در میان بربرها از