کربتلغتنامه دهخداکربت . [ ک ُ ب َ ](ع اِ) کربة. اندوه دم گیر. (فرهنگ فارسی معین ) (از بحر الجواهر). حزن . اندوه . دلگیری . (ناظم الاطباء) : اگر امروز سد این ثلمت و کشف این کربت
غَمٍّفرهنگ واژگان قرآناندوه و سختي (در آن معناي پوشش نيز هست ، گويا کربت و اندوه روي قلب را ميپوشاند )
غُمَّةًفرهنگ واژگان قرآناندوه و سختي (در آن ، معناي پوشش نيز هست ، گويا کربت و اندوه روي قلب را ميپوشاند)