کرام الکاتبینواژهنامه آزادکِرامُ الکاتِبین؛ فرشتگانی که کارهای خوب و بد انسان را ثبت می کنند. دو فرشتۀ نگهبان انسان، عتید و رقیب، که کارهای او را ثبت و ضبط می کنند. فرشتۀ سمت راست را رقی
کرام الکاتبینفرهنگ انتشارات معین(کِ مُ لْ تِ) [ ع . ] (اِمر.) فرشتگانی که کارهای خوب و بد انسان را ثبت کنند.
کرام الکاتبینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهفرشتگانی که کارهای خوب و بد انسان را ثبت میکنند: ◻︎ نپنداری که بدگو رفت و جان برد / حسابش با کرامالکاتبین است (حافظ: ۱۲۸).
ام الکراملغتنامه دهخداام الکرام . [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] (اِخ ) از دختران علی بن ابی طالب بود. (از تاریخ گزیده چ لندن ص 199) (ریحانة الادب ج 6 ص 232) (قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1037).
ام الکراملغتنامه دهخداام الکرام . [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] (اِخ ) دختر معتصم بن حماد صاحب و حکمران شهر مریه از شهرهای اندلس بوده واز عروض و فنون شعری آگاهی داشته است . وقایعی که بین او و
ام الکراملغتنامه دهخداام الکرام . [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] (اِخ ) زن ابن حجر عسقلانی و از زنان محدث بوده است . (از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1037) (ریحانة الادب ج 6 ص 232).
کِرَامٍفرهنگ واژگان قرآنبزرگواران -ارجمندان (در عبارت "وَإِذَا مَرُّواْ بِـﭑللَّغْوِ مَرُّواْ کِرَاماً"معناي اينکه بگوييم فلاني از فلان عمل زشت تکرم دارد اين است که : از چنين عملي منزه
کاتبینلغتنامه دهخداکاتبین . [ ت ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کاتب در حالت نصبی و جری . نویسندگان .- کرام الکاتبین ؛ فرشتگان نویسنده ٔ کارهای خوب و بد : تو پنداری که بدگو رفت و جان بردحسابش
کراملغتنامه دهخداکرام . [ ک ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کریم . بزرگواران . (از آنندراج ) (منتهی الارب ). رجوع به ک-ریم شود. || ج ِ کریمة. (از اقرب الموارد). رجوع به کریمة شود. || در تداو
طلبةلغتنامه دهخداطلبة. [ طُ ب َ ] (ع اِ) فرشتگان که اعمال عباد را نویسند و نگاه دارند، خلاف سفره ٔ قریب که کرام الکاتبین اند. (منتهی الارب ).
همتا شدنلغتنامه دهخداهمتا شدن . [ هََ ش ُدَ ] (مص مرکب ) برابر شدن . همپایه شدن : نفس مردم را خداوندان عقل از روی هوش برکشد تا با کرام الکاتبین همتا شود.ناصرخسرو.
حاتملغتنامه دهخداحاتم . [ ت ِ ] (اِخ ) ابن عنوان البلخی ملقب به اصم . ابن الجوزی در کتاب صفوة الصفوه آورده است : در نام پدر او اختلاف است . حاتم بن عنوان و حاتم بن یوسف و حاتم ب