کذالغتنامه دهخداکذا. [ ک َ ] (ع از مبهمات یا حرف ) چنین . یقال فعلت کذا و کذا. (منتهی الارب ). کلمه ای است مرکب از «ک » تشبیه و «ذا» اشاره بمعنی مثل این و چنین .(از ناظم الاطبا
کِذَّاباًفرهنگ واژگان قرآنتکذيب کردني عجيب (در عبارت"کَذَّبُواْ بِئَايَاتِنا کِذَّاباً " مفعول مطلق براي فعل "کَذَّبُواْ" يعني به شکلي عجيب تکذيب کردند)
کذابلغتنامه دهخداکذاب . [ ک ِ] (ع مص ) دروغ گفتن . کَذِب . کَذبة. کِذّاب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). کِذب . کِذبة. (منتهی الارب ). کِذِب . (اقرب الموارد). رجوع به مترادفات
کذاییلغتنامه دهخداکذایی . [ ک َ ] (ص نسبی ) کذائی . معهود. آنچنانی : با آن اخلاق کذایی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به کذا شود.
کِذَّاباًفرهنگ واژگان قرآنتکذيب کردني عجيب (در عبارت"کَذَّبُواْ بِئَايَاتِنا کِذَّاباً " مفعول مطلق براي فعل "کَذَّبُواْ" يعني به شکلي عجيب تکذيب کردند)
کذابلغتنامه دهخداکذاب . [ ک ِ] (ع مص ) دروغ گفتن . کَذِب . کَذبة. کِذّاب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). کِذب . کِذبة. (منتهی الارب ). کِذِب . (اقرب الموارد). رجوع به مترادفات
کذابلغتنامه دهخداکذاب . [ ک َذْ ذا ] (ع ص ) دروغگوی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کثیرالکذب . (اقرب الموارد). || مکار. حیله باز. غدار. (ناظم الاطباء).