کدیلغتنامه دهخداکدی . [ ک َ دا ] (ع اِ) نوعی از بیماری سگ بچه و هو داء یأخذ الجراء خاصة یصیبها منه قی ٔ و سعال حتی یکوی بین عینیه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
کدیلغتنامه دهخداکدی . [ ک ُ دا ] (ع اِ) ج ِ کُدیَه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به کدیة شود.
کدیلغتنامه دهخداکدی . [ ک ُدْ دَی ی ] (اِخ ) کوهی است به اسفل مکه . خرج النبی صلی اﷲ علیه و سلم منه . || کوهی است نزدیک عرفه . (منتهی الارب ).
کدیلغتنامه دهخداکدی . [ ک َ ] (از ع ، اِمص ) مأخوذ از تکدی عربی . گدایی . درخواست . سؤال : موت را از غیب می کرد اوکدی ان فی موتی حیاتی می زدی .مولوی .
کد حسابaccount codeواژههای مصوب فرهنگستانکدی که به یک مشتری یا پروژه یا واحد یا شعبه برای ردگیری هزینه و صورتحساب اختصاص مییابد
کد رمزگذاریشدهenciphered codeواژههای مصوب فرهنگستانکدی که تبدیل به رمز شده باشد و معنای آن برای گیرندۀ غیرمجاز قابل درک نباشد متـ . کد رمزیده
کد قفلگشای شخصیpersonal unblocking key code, PUK codeواژههای مصوب فرهنگستانکدی که پس از سه بار ورود اشتباه شناسه، قادر به رفع مسدودیت از گوشی تلفن همراه است
کدیةلغتنامه دهخداکدیة. [ ک ُدْ ی َ ] (ع اِ) سختی روزگار. || زمین درشت تابان سخت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، کُدی ً. یقال : ضب کدیة و ضباب کدیة؛ سُمی به لِوَلعه بحفر