کدوخلغتنامه دهخداکدوخ . [ ک َ ] (اِ) حمام و گرمخانه . (برهان ). بمعنی حمام دیده شده و همانا پارسی حمام است مانند گرمابه . (آنندراج ) : پیشم آمد بامدادان آن نگارین از کدوخ با دو
کدوخفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحمام؛ گرمابه؛ گرمخانه: ◻︎ پیشم آمد بامدادان آن نگارین از کدوخ / با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سِحر شوخ (رودکی: لغتنامه: کدوخ).
قشوةلغتنامه دهخداقشوة. [ ق َش ْ وَ ] (ع اِ) ظرفی است از برگ خرما شبیه کدوخشک که در آن زنان خوشبوی و پنبه نهند. (منتهی الارب ). قفّةمن خوص لعطر المراءة و قطنها. (اقرب الموارد). آ
کروخلغتنامه دهخداکروخ . [ ک َ] (اِ) حمام . (صحاح الفرس ). صاحب آنندراج آن را بمعنی حمام دانسته و نوشته است بمعنی حمام باشد کدوخ که در فرهنگها دیده بودم اینک ظن غالب است که کروخ