کدوئیانCucurbitaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از کدوسانانِ بالارونده یا گسترده بر روی زمین و معمولاً پیچکدار با برگهای متناوب که گلهایشان غالباً تکجنسی یا بهندرت دوجنسی با جام پیوسته است و میوۀ
کدوئینلغتنامه دهخداکدوئین .[ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به کدو. از کدو : نی پاره ای بدست و سواری کنم بر اوچون طفل کو بر اسب کدوئین سوار کرد.خاقانی .
کدوCucurbitaواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از کدوئیان که ابتدا در امریکا کاشته میشدند، اما امروز از میوهها و بذرهای خوراکی آنها در بسیاری از نقاط جهان استفاده میشود
کدولغتنامه دهخداکدو. [ ک َ ] (اِ) گیاهی است از رده ٔ دولپه ای های پیوسته گلبرگ که سردسته ٔ تیره ٔ خاصی به نام تیره ٔ کدوئیان می باشد. گیاهی است بالارونده و علفی و دارای برگهای
کدوئینلغتنامه دهخداکدوئین .[ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به کدو. از کدو : نی پاره ای بدست و سواری کنم بر اوچون طفل کو بر اسب کدوئین سوار کرد.خاقانی .
خربزهفرهنگ انتشارات معین(خَ بُ زِ) (اِ.) گیاهی است از تیرة کدوییان که میوه اش درشت و شیرین و آب دار است . ؛ پوست ~ زیر پای کسی گذاشتن کنایه از: وسیلة اغفال کسی را فراهم کردن و او را
هندوانهفرهنگ انتشارات معین(هِ دِ نِ) (اِ.) گیاهی است علفی از تیرة کدوییان ، میوة آن درشت کروی یا بیضوی است و مغز آن لطیف و آبدار و سرخ یا زرد رنگ است . تخم های ریز دارد و تفت دادة آن یک