کدردیکشنری عربی به فارسیازردگي , غم وغصه , اندوه , الم , تنگدلي , اندوهگين کردن , ازرده کردن , حالت بيحالي , حالت سستي , ايست , کرختي
کدرفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیجلا، بیرونق، بیفروغ، بینور، تار، تیره ۲. دلآزرده، رنجیده، مکدر ≠ روشن، شفاف
کدرلغتنامه دهخداکدر. [ ک ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَکدَر. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به اکدر شود.