کدئینلغتنامه دهخداکدئین . [ ک ُ دِ ] (فرانسوی ، اِ) جوهر مسکن افیون . یکی از آلکالوئیدهایی است که از تریاک به دست می آورند و دارای خواصی شبیه مرفین و فرمولش نیز شبیه فرمول مرفین
کدئینفرهنگ انتشارات معین(کُ دِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از آلکائیدهایی است که از تریاک به دست آورند و دارای خواصی شبیه مرفین است .
کدئینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهالکالوئیدی سفید یا بیرنگ، ضد درد، و ضد سرفه که از تریاک بهدست میآید.
کائینهلغتنامه دهخداکائینه . [ ن َ ] (اِ) مؤلف آنندراج آرد: بر وزن آئینه . امر کردن باشد بشخصی که چشم از من مگردان و با من باش و به این معنی کایینه با دو یای حطی هم بنظر آمده . ای
کدوئینلغتنامه دهخداکدوئین .[ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به کدو. از کدو : نی پاره ای بدست و سواری کنم بر اوچون طفل کو بر اسب کدوئین سوار کرد.خاقانی .
تریاکلغتنامه دهخداتریاک . [ ت َ / ت ِرْ ] (اِ) بمعنی پادزهر است . (فرهنگ جهانگیری ). معجونی است که معربش تریاق است . و مطلق پازهر را گویند. (فرهنگ رشیدی ). پازهر را گویند و معرب