کج بیللغتنامه دهخداکج بیل . [ ک َ ] (اِ مرکب ) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند. (فرهنگ فارسی معین ). بیل که قسمت دس
کج بیلفرهنگ انتشارات معین(کَ) (اِمر.) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند.
کجفرهنگ مترادف و متضاداریب، پیچیده، خم، خمیده، کژ، متمایل، معوج، منحنی، مورب، ناراست، ناصاف، ناهموار ≠ راست
کجدیکشنری فارسی به انگلیسیatilt, awry, askew, bent, crisscross, sidelong, lopsided, oblique, side, skew, slant