کجابهلغتنامه دهخداکجابه . [ ک َ ب َ ] (اِ) کجاوه است و آن جایی است که بجهت نشستن سازند و برشتر بندند و به عربی هودج خوانند. (برهان ) (آنندراج ). ظعینه . کجاوه . (زمخشری ). کجبه .
کژابهلغتنامه دهخداکژابه . [ ک َ ب َ / ب ِ ] (اِ) به معنی کجاوه است . (برهان ) (آنندراج ). کجابه . کجبه . کجوه . هودج . (برهان ذیل کجایه ). کژاوه . رجوع به کجابه و کجاوه و کژاوه ش
کجبهلغتنامه دهخداکجبه . [ ک َ ب َ / ب ِ ] (اِ) مخفف کجابه است که کجاوه باشد. (برهان ) (آنندراج ). کجاوه . کجابه . (ناظم الاطباء). رجوع به کجاوه و کجابه شود.
ظعینةلغتنامه دهخداظعینة. [ ظَ ن َ ](ع اِ) هودج . کجابه . کجاوه . || زن مادام که در هودج باشد. ج ، ظُعن ، ظُعُن ، ظعائن ، اَظْعان .
کجاوهلغتنامه دهخداکجاوه . [ ک َ وَ / وِ ] (اِ) کژاوه . گژابه . کزابه . کزاوه . قزاوه . قژاوه . کجابه . کجبه . کجوه . (فرهنگ فارسی معین ). کجابه است که به عربی هودج خوانند. (برهان