کثکثلغتنامه دهخداکثکث .[ ک َ ک َ / ک ِ ک ِ ] (ع اِ) خاک و ریزه و شکسته ٔ سنگ .یقال بفیه الکثکث . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).خاک و سنگ ریزه . (مهذب الاسماء). سنگ ریزه . (ده
کسکسلغتنامه دهخداکسکس . [ ک ُ ک ُ ] (ع اِ) نوعی طعام که در مراکش از آرد ارزن سازند. (ناظم الاطباء). طعامی در مصر که از آرد سازند. (از اقرب الموارد).
کثکثةلغتنامه دهخداکثکثة. [ ک َ ک َ ث َ ] (ع مص ) بسیار و انبوه و کوتاه و پیچان ریش گردیدن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). اکثاث . (منتهی الارب ). رجوع به اکثاث شود.
کثکثیلغتنامه دهخداکثکثی . [ک ُ ک ُ ثا / ک َ ک َ ثا ] (ع اِ) بازیی است که از خاک بازند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). یکنوع بازی مر تازیان را که با خاک بازی کنند. (ناظم الاطبا
آل کثکثهلغتنامه دهخداآل کثکثه . [ ل ِ ک َ ک َ ث َ ] (اِخ ) قومی از سکنه ٔ بخارا که اغلب بازرگانان توانگر و محترم بودند. قتیبةبن مسلم پس از فتح بخارا اهالی شهر را فرمود تا یک نیمه از
کثکثةلغتنامه دهخداکثکثة. [ ک َ ک َ ث َ ] (ع مص ) بسیار و انبوه و کوتاه و پیچان ریش گردیدن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). اکثاث . (منتهی الارب ). رجوع به اکثاث شود.
کثکثیلغتنامه دهخداکثکثی . [ک ُ ک ُ ثا / ک َ ک َ ثا ] (ع اِ) بازیی است که از خاک بازند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). یکنوع بازی مر تازیان را که با خاک بازی کنند. (ناظم الاطبا
آل کثکثهلغتنامه دهخداآل کثکثه . [ ل ِ ک َ ک َ ث َ ] (اِخ ) قومی از سکنه ٔ بخارا که اغلب بازرگانان توانگر و محترم بودند. قتیبةبن مسلم پس از فتح بخارا اهالی شهر را فرمود تا یک نیمه از