کثافةلغتنامه دهخداکثافة.[ ک َ ف َ ] (ع مص ) ستبر گردیدن و بسیار گشتن و در هم پیچیدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ستبر وغلیظ شدن و فراهم شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
کَافَّةًفرهنگ واژگان قرآنهمگي (کلمه کافة به معناي احاطه ، و ماخوذ است از کافة الشيء که به معناي آخرين حد و کناره هر چيز است که وقتي به آنجا رسيديم ديگر از پيشروي بيش از آن خودداري ميکني
کثافتفرهنگ مترادف و متضاد۱. آشغال، آلودگی، چرک، ریم، لجن، منجلاب، ناپاکی، نجاست ۲. غلظت ≠ نظافت، لطافت
کثافتلغتنامه دهخداکثافت . [ ک َ / ک ِ ف َ ] (از ع ، اِمص ) کثافة. || (در تداول فارسی زبانان ) چرکینی . پژوینی . (ناظم الاطباء). عدم نظافت . (ناظم الاطباء). شوخگنی . || پلیدی . نج
کثافتلغتنامه دهخداکثافت . [ ک َ ف َ ] (از ع ، اِمص ) کثافة. هنگفتی . جسامت . (ناظم الاطباء). زفتی . انبوهی . درهمی . پیچیدگی . (یادداشت مؤلف ). مقابل لطیفی : لطیفی برآمیخته با ک