کتایبلغتنامه دهخداکتایب . [ ک َ ی ِ ] (ع اِ) کتائب . ج ِ کتیبه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).لشکرها : و مردم شهر اندر حالت اختلاط کتایب و اختراط قواضب و تمکین یافتن نیزه ها در
کِتَابِفرهنگ واژگان قرآنکتاب - نوشته- مکاتبه (در عبارت "وَﭐلَّذِينَ يَبْتَغُونَ ﭐلْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَيْمَانُکُمْ" مراد از کتاب مکاتبه است به اينکه صاحب برده با برده قرار بگذارد
کتابفرهنگ مترادف و متضادتذکره، دفتر، دیوان، رساله، سفینه، صحیفه، کتابچه، کشکول، مصحف، مکتوب، نامه، نوشته
قواضبلغتنامه دهخداقواضب . [ ق َ ض ِ ] (ع ص ، اِ)ج ِ قاضب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بمعنی تیغهای بران . (آنندراج ) : و مردم شهر اندر حالت اختلاط کتایب و اختراط قواضب و تمکی
تاوریژواژهنامه آزادنام قدیم تبریز البته این نام متعلق به شهر نبوده بلکه مختص قلعه ای بوده که در مکان فعلی شهر تبریز قرار داشته . مطابق اسنادی که از ترجمه ی کتایب آشوری بدست آمده ا
خزازیلغتنامه دهخداخزازی . [ خ َ ] (اِخ ) نام دیگر کوه خزاز است . رجوع به معجم البلدان یاقوت شود. در منتهی الارب آمده : نام کوهی است که عرب برآن آتش افروختندی بامداد غارت . و بدون