کتارهلغتنامه دهخداکتاره . [ ک َ رَ / رِ ] (اِ) کتار. (از برهان ). غداره . کتاله . (آنندراج ). حربه ای است که بیشتر اهل هند بر میان زنند و به کتار بحذف «ها» مشهور است . (برهان ).
کتاره زدنلغتنامه دهخداکتاره زدن . [ ک َ رَ / رِ زَ دَ ] (مص مرکب ) به کار بردن کتاره در حرب یا نزاع . رجوع به شواهد ذیل کتاره شود.
کتاره بندلغتنامه دهخداکتاره بند. [ ک َ رَ / رِ ب َ ] (نف مرکب ) قداره بند. قمه بند. رجوع به قداره بند شود.
کتاره زدنلغتنامه دهخداکتاره زدن . [ ک َ رَ / رِ زَ دَ ] (مص مرکب ) به کار بردن کتاره در حرب یا نزاع . رجوع به شواهد ذیل کتاره شود.
کتاره بندلغتنامه دهخداکتاره بند. [ ک َ رَ / رِ ب َ ] (نف مرکب ) قداره بند. قمه بند. رجوع به قداره بند شود.
غدارهفرهنگ انتشارات معین( ~ .)(اِ.)1 - مأخوذ از «کتارة » هندی ، سلاحی شبیه به شمشیر اما پهن و راست . 2 - پیکان پهن ، پیکان نیزه .