کتاب مرجعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ع، فرهنگ، دایرهالمعارف، فرهنگنامه، مأخذ، مرجع، کتاب دانشگاهی▲ واژهنامه، گنجواژه، تزاروس، فرهنگ بیان اندیشهها، فرهن
کتاب مرجعreference bookواژههای مصوب فرهنگستانکتابی که برای دسترسی به اطلاعات خاصی به بخش معینی از آن رجوع میشود
کِتَابِفرهنگ واژگان قرآنکتاب - نوشته- مکاتبه (در عبارت "وَﭐلَّذِينَ يَبْتَغُونَ ﭐلْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَيْمَانُکُمْ" مراد از کتاب مکاتبه است به اينکه صاحب برده با برده قرار بگذارد
کتابفرهنگ مترادف و متضادتذکره، دفتر، دیوان، رساله، سفینه، صحیفه، کتابچه، کشکول، مصحف، مکتوب، نامه، نوشته
کتابلغتنامه دهخداکتاب . [ک ِ ] (ع اِ) نامه . ج ، کُتُب ، کُتب . (منتهی الارب ). آنچه در آن نویسند، تسمیة بالمصدر سمی به لجمعه ابوابه و فصوله و مسائله . (از اقرب الموارد). سِفر.
کتاب علائم بینالمللیinternational code of signalsواژههای مصوب فرهنگستانکتاب مرجعی حاوی علائم و نشانکها و پرچمهای بینالمللی دریایی و کاربردهای الفبای مورس در راهبری دریایی و مانند آنها اختـ . علائمنامة 1969 Inco 69
اطلس زبانیlinguistic atlasواژههای مصوب فرهنگستانگونهای کتاب مرجع حاوی اطلاعاتی درباره پراکندگی زبانهای جهان متـ . اطلس زبانها
فرهنگ زانسوreverse dictionary, reverse-order dictionaryواژههای مصوب فرهنگستانگونهای کتاب مرجع که در آن واژهها به شیوۀ الفبایی از حرف آخر به حرف اول مرتب شده است